به حریم خلوت خود شبی، چه شود نهفته بخوانیم

11 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/be-harime-khalvat.mp3]

دانلود فایلدانلود آهنگ

به حریم خلوت خود شبی، چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و، به کنار خود بنشانیم

پریسا

من اگر چه پیرم و ناتوان، تو ز آستان خودت مران
که گذشته در غمت ای جوان، همه روزگار جوانیم

منم ای برید و دو چشم تر، ز فراق آن مه نوسفر
به مراد خود برسی اگر، به مراد خود برسانیم

چو برآرم از ستمش فغان، گله سر کنم من خسته جان
برد از شکایت خود زبان، به تفقدات زبانیم

به هزار خنجرم ار عیان، زند از دلم رود آن زمان
که نوازد آن مه مهربان، به یکی نگاه نهانیم

ز سموم سرکش این چمن، همه سوخت چون بر و برگ من
چه طمع به ابر بهاری و، چه زیان ز باد خزانیم

شده‌ام چو هاتف بینوا، به بلای هجر تو مبتلا
نرسد بلا به تو دلربا، گر ازین بلا برهانیم

هاتف اصفهانی


شاهد:
شعری بر همین وزن از بیگم دختر هاتف، متخلص به رَشحه:

چه شود اگر که بری ز دل، همه دردهای نهانیم
به کرشمه‌های نهانی و، به تفقدات زبانیم

نه به ناز تکیه کند گلی، نه به ناله دلشده بلبلی
تو اگر به طرف چمن دمی، بنشینی و بنشانیم

ز غم تو خون دل ناتوان، ز جفات رفته ز تن توان
به لب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو برسانیم

ز سحاب لطف تو گر نمی، برسد به نخل امید من
نه طمع ز ابر بهاری و، نه زیان ز باد خزانیم

بودم چو رشحه دلی غمین، الم و فراق تو در کمین
نشوی به درد و الم قرین، گر از این الم برهانیم


خواننده: پریسا
آهنگساز: آهنگ قدیمی
دستگاه: ماهور
منبع عکس: وب سایت رسمی پریسا

ای خطه ی ایران مهین ای وطن من

43 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/bastami/vatane-man.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ
ای خطه ی ایران مهین ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته ی خویش نداری کفن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من

ملک الشعرا بهار


ببینید:
از خون جوانان وطن لاله دمیده


خواننده: ایرج بسطامی
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
آلبوم: وطن من
تصنیف در مخالف سه گاه

سرمست درآمد از درم دوست

2 نظر »

سرمست درآمد از درم دوست
لب خنده زنان چو غنچه در پوست

چون دیدمش آن رخ نگارین
در خود به غلط شدم که این اوست

رضوان در خلد باز کردند
کز عطر، مشام روح خوش بوست

پیش قدمش به سر دویدم
در پای فتادمش که ای دوست

یک باره به ترک ما بگفتی
زنهار نگویی این نه نیکوست

بر من که دلم چو شمع یکتاست
پیراهن غم چو شمع ده توست

چشمش به کرشمه گفت با من:
در نرگس مست من چه آهوست؟

گفتم همه نیکویی است لیکن
این است که بی‌وفا و بدخوست

بشنو نفسی دعای سعدی
گر چه همه عالمت دعاگوست

سعدی

یاری بخر و به هیچ مفروش

5 نظر »
[audio: http://tardid.net/files/music/seraj/yaari-bekhar.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ

رفتی و نمی‌شوی فراموش

می‌آیی و می‌روم من از هوش

سحر است کمان ابروانت

پیوسته کشیده تا بناگوش

پایت بگذار تا ببوسم

چون دست نمی‌رسد به آغوش

جور از قِبلت مقام عدل است

نیش سخنت مقابل نوش

بی‌کار بود که در بهاران

گویند به عندلیب مخروش

دوش آن غم دل که می‌نهفتم

باد سحرش ببرد سرپوش

آن سیل که دوش تا کمر بود

امشب بگذشت خواهد از دوش

شهری متحدثان حسنت

الا متحیران خاموش

بنشین که هزار فتنه برخاست

از حلقه عارفان مدهوش

آتش که تو می‌کنی محالست

کاین دیگ فرونشیند از جوش

بلبل که به دست شاهد افتاد

یاران چمن کند فراموش

ای خواجه برو به هر چه داری

یاری بخر و به هیچ مفروش

گر توبه دهد کسی ز عشقت

از من بنیوش و پند منیوش

سعدی همه ساله پند مردم

می‌گوید و خود نمی‌کند گوش

سعدی


خواننده: حسام الدین سراج
آهنگساز: حسام الدین سراج – جلال ذوالفنون
آلبوم: آینه رو
ساز و آواز در دستگاه همایون

آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت

3 نظر »
[audio: http://tardid.net/files/music/seraj/an-del-ke-to-didei.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ

ما را نبود دلی که کار آید ازو
جز ناله که هر دمی هزار آید ازو
چندان گریم که کوچه‌ها گِل گردد
نِی روید و ناله های زار آید ازو

***
آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت
وز دیده‌ی خون گرفته بیرون شد و رفت
روزی به هوای عشق سیری می کرد
لیلی صفتی بدید و مجنون شد و رفت

ابو سعید ابوالخیر


شاهد:

چندان گریستم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جو است
حافظ


شاهد:
دل را به کف هر که نهم بازپس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد


ساز و آواز در دستگاه شور
خواننده: حسام الدین سراج
آهنگساز: حسام الدین سراج – جلال ذوالفنون
آلبوم: آینه رو

آشکارا نهان کنم تا چند؟

10 نظر »

آشکارا نهان کنم تا چند؟
دوست می‌دارمت به بانگ بلند

دلم از جان نخست دست بشست
بعد از آن دیده بر رخت افکند

عاشقان تو نیک معذورند
زان که نبود کسی تو را مانند

دیده‌ای کو رخ تو دیده بود
خواه راحت رسان و خواه گزند

ای ملامت کنان مرا در عشق
گوش من نشنود از این سان پند

گرچه من دور مانده‌ام ز برت
با خیال تو کرده‌ام پیوند

آن چنان در دلی که پنداری
ناظرم در تو دایم، ای دلبند

تو کجایی و ما کجا هیهات!
ای عراقی خیال خیره مبند

فخرالدین عراقی


شاهد:
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
غماز بود اشک و عیان کرد راز من (سپاس)

تو را سری است که با ما فرو نمی‌آید

14 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/shajarian/to-ra-sarist.mp3]

دریافت فایلدانلود آواز «تو را سری است که با ما» با صدای شجریان

تو را سری است که با ما فرو نمی‌آید
مرا دلی که صبوری از او نمی‌آید

کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمی‌آید

جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمی‌آید

چه جور کز خم چوگان زلف مشکینت
بر اوفتاده مسکین چو گو نمی‌آید

اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش
بد از من است که گویم نکو نمی‌آید

گر از حدیث تو کوته کنم زبان امید
که هیچ حاصل از این گفت و گو نمی‌آید

گمان برند که در عود سوز سینه من
بمرد آتش معنی که بو نمی‌آید

چه عاشق است که فریاد دردناکش نیست
چه مجلس است کز او های و هو نمی‌آید

به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیر در او نمی‌آید

سعدی

ساز و آواز در شوشتری
آلبوم: فریاد
آواز: محمد رضا شجریان
تنبک و آواز: همایون شجریان
تار: حسین علیزاده
کمانچه: کیهان کلهر

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام

3 نظر »

يک دست به مصحفيم و يک دست به جام
گه نزد حلاليم و گهی نزد حرام
مایيم در اين گنبد ناپخته خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام

مهستی گنجوی

ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی؟

4 نظر »
احساس شخصی من این است که این غزل نوعی گفت و گو با خویشتن است. گفت و گوی جسم با جان.

ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی؟
ای معدن زیبایی وی کان وفا چونی؟

در جنت و در دوزخ پرسان تواند ای جان
کای جنت روحانی وی بحر صفا چونی؟

هر نور تو را گوید ای چشم و چراغ من
هر رنج تو را گوید کای دفع بلا چونی؟

ای خدمت تو کردن چون گل به شکر خوردن
زین خدمت پوسیده زین طال بقا چونی؟

در وقت جفا دل را صد تاج و کمر بخشی
در وقت جفا اینی تا وقت وفا چونی؟

ای موسی این دوران چونی تو ز فرعونان؟
وی شاه ید بیضا با اهل عمی چونی؟

گوید به تو هر گلشن هر نرگس و هر سوسن
کز زحمت و رنج ما ای باد صبا چونی؟

ای آب خضر چونی از گردش چرخ آخر؟
وی تاج همه جانها دربند قبا چونی؟

ای جان عنادیده خامش که عنایتها
پرسند تو را هر دم کز رنج و عنا چونی؟

مولوی

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم

11 نظر »

به ساز و آواز این شعر گوش دهید:
[audio:https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/06-Sazo-Avaz.mp3]

به تمام آلبوم گوش دهید:
[audio:https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/01-Moghadame-Dashti.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/02-Sazo-Avaz.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/03-Navay-E-Ney.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/04-Mezrabe-Eshgh.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/05-Didi-Ey-Mah.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/06-Sazo-Avaz.mp3,https://tarabestan.com/files/music/shajarian/ah-baran/07-Ah-Baran.mp3]

جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم
خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم

در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم
زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم

روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم
گر ره بود بر آتش بیم خطر ندارم

گر پرده‌های عالم در پیش چشم داری
گر چشم دارم آخر چشم از تو بر ندارم

در پیش بارگاهت از دور بازماندم
کز بیم دور باشت روی گذر ندارم

نه نه تو شمع جانی پروانه‌ی توام من
زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم

عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت
تو حاضری ولیکن من آن نظر ندارم

عطار در هوایت پر سوخت از غم تو
پرواز چون نمایم چون هیچ پر ندارم

عطار


خواننده: محمد رضا شجریان
آلبوم: آه، باران
دستگاه: در مایه دشتی
آهنگ شماره 6
تاریخ انتشار: فروردین 1388
برای خرید این آلبوم می توانید به تارنمای دل پخش، مرکز رسمی فروش آثار دل آواز مراجعه کنید.

صفحه 8 از 12« بعدی...678910...قبلی »
Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS