لاله خونينکفن از خاک سرآورده برون
خاک مستورهی قلب بشر آورده برون
نيست اين لالهی نوخيز، که از سينهی خاک
پنجهی جنگ جهانى، جگر آورده برون
رمزى از نقش قتال است که نقاش سپهر
بر سر خانه ز دود و شرر آورده برون
يا که در صحنهی گيتى ز نشانهاى حريق
ذوقِ صنعت، اثرى مختصر آورده برون
مُنکَسِف ماه و بر او هالهی خونبار محيط
طرحى از فتنهی دور قمر آورده برون
دل ماتم زدهی مادر زاری است که مرگ
از زمين همره داغ پسر آورده برون
شعله ی واقعه گويى ست که از روى «تلال»
دستِ مخبر، به نشان خبر آورده برون
دستِ خونين زمين است که از بهر دعا
صلحجويانه ز کوه و کمر آورده برون
آتشين آه فرو مردهی مدفون شده است
که زمين از دل خود شعلهور آورده برون
پارههاى کفن و سوختههاى جگر است
کز پى عبرت اهل نظر آورده برون
عشقِ مدفون شده و آرزوى خاک شده ست
کش زمين بيخته در يکدگر آورده برون
پارهها ز آهن سرخ است که در خاور دور
رفته در خاک و سر از باختر آورده برون
بس که خون در شکم خاک فشرده است به هم
لخت لختش ز مَسامات، سرآورده برون
راست گويى که زبانهاى وطن خواهان است
که جفاى فلک از پشت سر آورده برون
يا ظفر نامچهی لشکر سرخ است که دهر
بر سر نيزه به ياد ظفر آورده برون
يا به تقليد شهيدان ره آزادى
طوطى سبز قبا، سرخ پر آورده برون
يا که بر لوح وطن خامهی خونبار «بهار»
نقشی از خون دل رنج برآورده برون
ملک الشعرای بهار
خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: لالهی بهار
آهنگساز: شهرام ناظری
