سلام رفیق،
ما رو که بی خبر گذاشته بودی از خونه جدیدت. ولی خبرها میرسه! صادقانه بگم خیلی وب پرباری داری. کلی طول کشید تا جوگیریم برطرف بشه!
برمیگردم زود (با حالت سنجد تو اون برنامه کودک بخونش) :))
میم:
سلام از ما است. صفا آوردی. در نگاه اول به پیامت، دیدم صدات آشنا است. گویا حدسم درست بود.
به هرحال منتظرم برگردی، زودتر.
“برمیگردم زود (با حالت سنجد تو اون برنامه کودک بخونش) :))”
خب،اینجا تا صاحبخونه نیست، ما شیطونی کنیم به بخشهایی از پیام بقیه بخندیم.:))) هی دنبال “دیدین برگشتمش” بودم.
در مورد”دیدین برگشتمش” گفتی؟ پاسخ: سنجد. عروسکه تو برنامه کودک کانال 2. وقتی حرف میزد ته حلقش معلوم بود! ولی من واقعا دیگه غلط بکنم اینجا کامنت بذارم، حس فرهنگی وبلاگت رو از بین بردم با این نظر!
امضا: آلاینده محیط زیست(وبلاگ) ملقب به راییکا
میم:
ای بابا! من گویا پرت هستم که دنبال برقرار کردن ارتباط بین سنجد و سفره هفت سین بودم! ولی این سنجد هم باید موجود جالبی باشه. (:
ضمنا این وبلاگ در قریه ناکجاآباده. نگران آلودگیش نباش. خلاصه هیچ آدابی و ترتیبی مجوی…
رایکای عزیز،
منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز-چه شكر گويمت اى كار ساز (رایکای) بنده نواز؟ 🙂
ما که تازه پاتوقمون رو پیدا کردیم، دیگه همین جا پلاس میشیم، البته به شرطی که صابخونه صور و سات لازم رو فراهم کنه! 🙂
ولی محفل خوبی دست و پا کردین. خوبیش اینه که خلوت هم هست و جای اغیار نیست!
بنده نوازی میکنی مهدی جان. ولی حالا خودمونیم رایکا وزن شعرم به هم نزد. خوشم اومد.
“ما که تازه پاتوقمون رو پیدا کردیم، دیگه همین جا پلاس میشیم،…”
ما رو باش. گفتیم بیا اینجا پیغام بذار رفیقمون برگرده خودت هم رفتی دیگه! :)). ولی خوبه، می تونیم همین جا بمونیم من شنیدم صابخونه اش مهمون نواز ه. هر کی هم من عاصی اش کردم احتمالا خودش بیرونم می کنه :).
فقط خواستم بگم ممنون از پستهای زیبات، خصوصا به خاطر “از خون جوانان…”. اگر هم چیزی نمی نویسم، دلیل این نیست که سر نمی زنم :). شاد و پیروز باشی.
میم:
سپاس از نظر مثبتت. خوشحالم که دیگرانی هم هستند که می تونم لذت بردن از این همه زیبایی شعر و ادب فارسی را باهاشون سهیم بشم.
البته با این آهنگت خوب خیس کردی کیبوردم رو…
سلام رفیق،
ما رو که بی خبر گذاشته بودی از خونه جدیدت. ولی خبرها میرسه! صادقانه بگم خیلی وب پرباری داری. کلی طول کشید تا جوگیریم برطرف بشه!
برمیگردم زود (با حالت سنجد تو اون برنامه کودک بخونش) :))
میم:
سلام از ما است. صفا آوردی. در نگاه اول به پیامت، دیدم صدات آشنا است. گویا حدسم درست بود.
به هرحال منتظرم برگردی، زودتر.
“برمیگردم زود (با حالت سنجد تو اون برنامه کودک بخونش) :))”
خب،اینجا تا صاحبخونه نیست، ما شیطونی کنیم به بخشهایی از پیام بقیه بخندیم.:))) هی دنبال “دیدین برگشتمش” بودم.
“اقلا جوری حرف بزنید که صاحبخونه بفهمه! ”
در مورد”دیدین برگشتمش” گفتی؟ پاسخ: سنجد. عروسکه تو برنامه کودک کانال 2. وقتی حرف میزد ته حلقش معلوم بود! ولی من واقعا دیگه غلط بکنم اینجا کامنت بذارم، حس فرهنگی وبلاگت رو از بین بردم با این نظر!
امضا: آلاینده محیط زیست(وبلاگ) ملقب به راییکا
میم:
ای بابا! من گویا پرت هستم که دنبال برقرار کردن ارتباط بین سنجد و سفره هفت سین بودم! ولی این سنجد هم باید موجود جالبی باشه. (:
ضمنا این وبلاگ در قریه ناکجاآباده. نگران آلودگیش نباش. خلاصه هیچ آدابی و ترتیبی مجوی…
“هی دنبال “دیدین برگشتمش” بودم.”
رایکای عزیز،
منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز-چه شكر گويمت اى كار ساز (رایکای) بنده نواز؟ 🙂
ما که تازه پاتوقمون رو پیدا کردیم، دیگه همین جا پلاس میشیم، البته به شرطی که صابخونه صور و سات لازم رو فراهم کنه! 🙂
ولی محفل خوبی دست و پا کردین. خوبیش اینه که خلوت هم هست و جای اغیار نیست!
بنده نوازی میکنی مهدی جان. ولی حالا خودمونیم رایکا وزن شعرم به هم نزد. خوشم اومد.
“ما که تازه پاتوقمون رو پیدا کردیم، دیگه همین جا پلاس میشیم،…”
ما رو باش. گفتیم بیا اینجا پیغام بذار رفیقمون برگرده خودت هم رفتی دیگه! :)). ولی خوبه، می تونیم همین جا بمونیم من شنیدم صابخونه اش مهمون نواز ه. هر کی هم من عاصی اش کردم احتمالا خودش بیرونم می کنه :).
نظر دادن