۱۷ شهریور ۱۳۸۹
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ
بیداد رفت لالهی بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
هر لالهای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
جز در صفای اشک دلم وا نمیشود
باران به دامن است هوای گرفته را
وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
آوردهام به دیده گهرهای سفته را
ای کاش نالههای چو من بلبلی حزین
بیدار کردی آن گل در خاک خفته را
گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن و پولاد تفته را
یارب چها به سینهی این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
راه عدم نرفت کس از رهروان خاک
چون رفت خواهی این همه راه نرفته را
لب دوخت هر که را که بدو راز گفت دهر
تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
لعلی نسفت کِلک دُرافشان «شهریار»
در رشته چون کشم دُر و لعل نسفته را
شهریار
خواننده: شهرام ناظری
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
آلبوم: لاله بهار
دستگاه: افشاری
Popularity: 2%
برچسب ها: اشک, سنتور, شهرام ناظری, شهریار, غزل, پرویز مشکاتیان
فرستاده شده با موضوع شعر کهن، شهرام ناظری، شهریار، صدا، غزل، قالبهای شعری | بدون نظر »
۱ اسفند ۱۳۸۸
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ
رسته باشد جانش از طغیان و شک
پار در دریا منه کم گوی از آن
بر لب دریا خمش کن لب گزان
گرچه صد چون من ندارد تاب بحر
لیک مینشکیبم از غرقاب بحر
جان و عقل من فدای بحر باد
خونبهای عقل و جان این بحر داد
بیادب؛ حاضر ز غایب خوشتر است
حلقه گر چه کژ بود نی بر در است
ای تنآلوده به گرد حوض گرد
پاک کی گردد برون حوض مرد؟
پاک کو از حوض مهجور اوفتاد
او ز پاکی خویش هم دور اوفتاد
پاکی این حوض بیپایان بود
زانک دل حوض است لیکن در کمین
سوی دریا راه پنهان دارد این
ورنه اندر خرج کم گردد عدد
آب گفت آلوده را در من شتاب
گفت آلوده که دارم شرم از آب
گفت آب این شرم بی من کی رود؟
بی من این آلوده زایل کی شود؟
دل ز پایهی حوض تن گلناک شد
گرد پایهی حوضِ دل گرد ای پسر
هان ز پایهی حوض تن میکن حذر
ای ملامتگر سلامت مر تو را
جان من کوره است با آتش خوش است
کوره را این بس که خانهی آتش است
همچو کوره عشق را سوزیدنی است
هر که او زین کور باشد کوره نیست
برگ بی برگی تو را چون برگ شد
چون تو را غم شادی افزودن گرفت
روضهی جانت گل و سوسن گرفت
باز دیوانه شدم من ای طبیب
باز سودایی شدم من ای حبیب
حلقههای سلسلهی تو ذوفنون
هر یکی حلقه دهد دیگر جنون
داد هر حلقه فنونی دیگر است
پس مرا هر دم جنونی دیگر است
آن چنان دیوانگی بگسست بند
که همه دیوانگان پندم دهند
|
مولوی
مثنوی مولوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ – فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن
شاهد (برای این بیت: پاک کو از حوض مهجور اوفتاد / او ز پاکی خویش هم دور اوفتاد)
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی
(حافظ)
خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: بی قرار
Popularity: 34%
برچسب ها: شهرام ناظری, مثنوی, مثنوی مولوی, مولوی
فرستاده شده با موضوع شعر کهن، شهرام ناظری، صدا، مثنوی، مولوی | بدون نظر »
۲۶ آذر ۱۳۸۸
امروز ۲۶ آذر (۱۷ دسامبر) بنا به روایتی مشهور سالروز درگذشت خداوندگار، مولانا جلال الدین محمد بلخی است. ملای روم در غزل زیر درمورد مرگش و جسدش در گور سخن می گوید.
جایی خوانده بودم هنگام ملاقات ملک الموت، مولوی مشتاقانه ابیات زیر را زمزمه می کرد:
پیک در حضرت سلطان من………. پیش تر آ پیش تر آ جان من
تا که نسوزم من از این بیش تر……….پیش تر آ پیش تر آ پیش تر
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ با فرمت mp3
دانلود آهنگ با حجم کمتر و فرمت wma
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشته ام رقصان نماید
میا بی دف به گور من ای برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریده است
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
به برج روح شمس الدین تبریز
بپرد روح من یک دم نپاید
مولوی
شاهد:
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مولوی
خواننده: شهرام ناظری
سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
آلبوم: مهتاب رو
Popularity: 39%
برچسب ها: شمس تبریزی, شهرام ناظری, مولوی, کیخسرو پورناظری
فرستاده شده با موضوع شعر کهن، شهرام ناظری، صدا، غزل، قالبهای شعری، مولوی | ۵ نظر »
۱۸ آذر ۱۳۸۸
امروز، ۱۸ آذر ۱۳۸۸، فرامرز پایور، نوازندهی چیرهدست سنتور درگذشت. تصنیف زیر که سروده و ساختهی عارف قزوینی در ابوعطا است به سرپرستی پایور اجرا شده است.
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ
دل هوس سبزه و صحرا ندارد،
ندارد،
ندارد.
میل به گلگشت و تماشا ندارد،
ندارد،
ندارد.
دل سر همراهی با ما ندارد،
ندارد،
ندارد.
خون شود این دل که شکیبا ندارد.
جانم ای دل غافل،
وصل تو مشکل،
نقش تو باطل،
خون شوی ای دل
دلی دیوانه داریم،
ز خود بیگانه داریم،
ز کس پروا نداریم.
چه فتنه ها که از گردش آسمان ندیدیم،
به غیر آه سرد همره کاروان ندیدیم،
از عاشقی به جز دیدهی خونفشان ندیدیم،
به پای گل به جز زحمت باغبان ندیدیم،
به کوی یار به جز نالهی عاشقان ندیدیم.
عارف قزوینی
بشنوید:
آهنگ زرد ملیجه: ساختهی ابوالحسن صبا؛ اجرا: فرامرز پایور و حسین تهرانی
خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: کنسرت اساتید موسیقی ایران (۱۳۶۸)
سرپرست گروه: فرامرز پایور
سنتور: فرامرز پایور
تار: جلیل شهناز
کمانچه: علی اصغر بهاری
تنبک: محمد اسماعیلی
نی: محمد موسوی
Popularity: 30%
برچسب ها: شهرام ناظری, عارف قزوینی, فرامرز پایور, کنسرت اساتید
فرستاده شده با موضوع تصنیف، شعر کهن، شهرام ناظری، صدا، عارف قزوینی، قالبهای شعری | ۴ نظر »
۱۷ آبان ۱۳۸۸
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را
چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون
شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
مولوی
خواننده: شهرام ناظری
آهنگساز: جلال ذوالفنون
آلبوم: گل صد برگ
Popularity: 21%
برچسب ها: شمس, شهرام ناظری, غزل, مولوی
فرستاده شده با موضوع شعر کهن، شهرام ناظری، صدا، غزل، قالبهای شعری، مولوی | ۲ نظر »
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
دانلود آهنگ
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن
گر عسس خرد تو را منع کند از این روش
حیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن
در مثل است کاشقران دور بوند از کرم
ز اشقر می کرم نگر با همگان فسانه کن
ای که ز لعب اختران مات و پیاده گشتهای
اسپ گزین فروز رخ جانب شه دوانه کن
خیز کلاه کژ بنه وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن
خیز بر آسمان برآ با ملکان شو آشنا
مقعد صدق اندرآ خدمت آن ستانه کن
چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت
چون تو خیال گشتهای در دل و عقل خانه کن
هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر
آتش اختیار کن دست در آن میانه کن
شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر
آتش گیر در دهان لب وطن زبانه کن
حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن
جرعه خون خصم را نام می مغانه کن
کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا
ده به کفم یگانهای تفرقه را یگانه کن
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن
مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن
ای تو چو خوشه جان تو گندم و کاه قالبت
گر نه خری چه که خوری روی به مغز و دانه کن
هست زبان برون در حلقه در چه می شوی
در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن
مولوی
خواننده: شهرام ناظری
گروه دستان
آلبوم سفر به دیگر سو (خط سوم): یادواره شمس تبریزی
Popularity: 21%
برچسب ها: بی وطنی, جهان وطنی, شمس, شهرام ناظری, قبله, مولوی
فرستاده شده با موضوع شعر کهن، شهرام ناظری، صدا، غزل، قالبهای شعری، مولوی | ۳ نظر »