بت چین

بدون نظر »
برای دانلود این فایلهای صوتی و تصویری به کانال تلگرام طربستان سر بزنید.

https://telegram.me/tarabestan

محمد رضا شجریان، تصنیف «بت چین» را در سال ۱۳۵۴ در جشن هنر شیراز اجرا می کند.
فایل صوتی مربوط به اجرای محمد رضا شجریان در آلبوم «گلبانگ شجریان ۱» است که با همراهی فرامرز پایور (سنتور) و هوشنگ ظریف (تار) تهیه شده است. این تصنیف در دستگاه بیات‌اصفهان است.


[audio: https://tarabestan.com/files/music/shajarian/bote-chin-shajarian.mp3]

دریافت بت چین با صدای محمد رضا شجریاندانلود بت چین با صدای محمد رضا شجریان


[audio: https://tarabestan.com/files/music/marzieh/bote-chin-marzieh.mp3]

دریافت بت چین با صدای مرضیهدانلود بت چین با صدای مرضیه


یولدوز توردیه، خواننده ازبکستانی تصنیف «بت چین» را در فستیوال «مورگن لند» در شهر «اوسنابرک» آلمان اجرا می کند. این فستیوال به موسیقی خاورمیانه اختصاص دارد.


[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/bote-chin-yulduz.mp3]

دریافت بت چین با صدای یولدوز توردیه‌وادانلود بت چین با صدای یولدوز توردیه‌وا


محمد اصفهانی با اجرای تصنیف «بت چین» برای شجریان آرزوی سلامتی می کند.

ای مه من، ای بت چین، ای صنم
لاله‌رخ و زهره‌جبین، ای صنم
تا به تو دادم دل و دین ای صنم
بر همه‌کس گشته یقین ای صنم

من ز تو دوری نتوانم دیگر
وز تو صبوری نتوانم دیگر

هرکه تو را، دیده زخود دل برید
رفته زخود، تا که رخت را بدید
تیرغمت، چون به دل من رسید
همچو بگفتم که همه‌کس شنید

من ز تو دوری نتوانم دیگر
وز تو صبوری نتوانم دیگر

ای نفس قدس تو احیای من
چون تویی امروز مسیحای من
حالت جمعی تو پریشان کنی
وای به حال دل شیدای من

من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر

شاعر و آهنگساز: علی اکبر شیدا

نوبت عاشقی است یک چندی

6 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/banan/goftam-ahan-deli-konam-banan.mp3]

دریافت نوبت عاشقی است یک چندی با صدای بنان و مرضیهدانلود نوبت عاشقی است یک چندی با صدای بنان و مرضیه

[audio: https://tarabestan.com/files/music/shajarian/goftam-ahan-deli-konam-shajarian.mp3]

دریافت نوبت عاشقی است یک چندی با صدای محمد رضا شجریاندانلود نوبت عاشقی است یک چندی با صدای محمد رضا شجریان

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

وان که را دیده در دهان تو رفت

هرگزش گوش نشنود پندی

خاصه ما را که در ازل بوده‌ست

با تو آمیزشی و پیوندی

به دلت کز دلت به درنکنم

سخت‌تر زین مخواه سوگندی

یک دم آخر حجاب یک سو نه

تا برآساید آرزومندی

همچنان پیر نیست مادر دهر

که بیاورد چون تو فرزندی

ریش فرهاد بهترک می‌بود

گر نه شیرین نمک پراکندی

کاشکی خاک بودمی در راه

تا مگر سایه بر من افکندی

چه کند بنده‌ای که از دل و جان

نکند خدمت خداوندی

سعدیا دور نیک‌نامی رفت

نوبت عاشقی است یک چندی

سعدی


شاهد:
من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی می‌کند


غلامحسین بنان و مرضیه
گلهای رنگارنگ ۱۳۴


آواز: محمد رضا شجریان
آلبوم: رندان مست
گروه شهناز
سرپرست گروه: مجید درخشانی

تصنیف یارم مشکل پسنده

بدون نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/yaram-moshkelpasande-marzieh.mp3]

دریافت تصنیف با صدای خاطره پروانهدانلود تصنیف با صدای مرضیه- نام اصلی تصنیف:‌ در فکر تو بودم

[audio: https://tarabestan.com/files/music/tarif/yaram-moshkelpasande.mp3]

دریافت تصنیف با صدای صدیق تعریفدانلود تصنیف با صدای صدیق تعریف

[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/yaram-moshkelpasande-khatereh.mp3]

دریافت تصنیف با صدای خاطره پروانهدانلود تصنیف با صدای خاطره پروانه

[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/yaram-moshkelpasande-zandvakil.mp3]

دریافت تصنیف با صدای علی اصغر زند وکیلدانلود تصنیف با صدای علی اصغر زند وکیل

مرا عشق رویت بیچاره کرده
میان کوه و دشت آواره کرده
یارم مشکل پسنده
مشکل پسنده

در این شبهای تنهایی
من و این شور و شیدایی
مرا عشق رویت بیچاره کرده
میان کوه و دشت آواره کرده
یارم مشکل پسنده
مشکل پسنده

ای عشق بی فرجام ما
خوش می بری آرام ما
آنت روا آرام جان
دور ار نیاید کار ما

در این شبهای تنهایی
من و این شور و شیدایی
مرا عشق رویت بیچاره کرده
میان کوه و دشت آواره کرده
یارم مشکل پسنده
مشکل پسنده


خواننده: صدیق تعریف
آلبوم: فراق
آهنگساز: علی اکبر شیدا
تنظیم: پشنگ کامکار
نام تصنیف: شور و شیدایی

رندانه زود خیزید غوغا کنیم غوغا

23 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/rendaneh-marzieh.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ با صدای مرضیه

[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/rendaneh-rojan.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ با صدای روژان

[audio: https://tarabestan.com/files/music/others/rendaneh-taherzadeh.mp3]

دریافت فایلدانلود آهنگ با صدای منوچهر طاهرزاده

رندانه زود خیزید غوغا کنیم غوغا
هر جا که عاقلی هست شیدا کنیم شیدا

در پرده چند رقصیم تا خویشتن پرستیم
دستی زنیم دستی افشا کنیم افشا

در کوی نیکنامان نام و نشان نداریم
خود را ز ننگ هستی رسوا کنیم رسوا

خمخانه گر تهی شد فکر دگر نماییم
در کوی می‎پرستان مأوا کنیم مأوا

تا چند پرس پرسان از کو به کو دویدن
گمگشته‎ی نهانی پیدا کنیم پیدا

هر مرده‎دل که باشد آریم در خرابات
جامی ز می چشانیم احیا کنیم احیا

شاعر: درویش حسن خراباتی

با تشکر از دوستانی که در نظرات به نام شاعر اشاره کردند


خواننده: مرضیه
آلبوم: وا دل من


خواننده: روژان
آلبوم: دل شده
تنظیم: تهمورس پورناظری

چگونگی سروده شدن «بوی جوی مولیان آید همی»

29 نظر »
[audio: https://tarabestan.com/files/music/banan/buye-juy.mp3]

دریافت فایل بوی جوی مولیان با صدای بنان و مرضیه دانلود آهنگ بوی جوی مولیان با صدای بنان و مرضیه

امیر نصر سامانی تصمیم می گیرد به همراه سپاهیانش به طور موقت در باد غیس (در خراسان آن زمان) اقامت کند، اما خوش آب و هوا بودن این منطقه اقامت امیر را طولانی می کند. لشکریان که دلتنگ شده بودند و نمی‎خواستند بیشتر در آنجا بمانند جرات بیان خواسته‎ی خود را با امیر نداشتند و از رودکی می‎خواهند امیر را به بازگشت ترغیب کند. رودکی که امیر را خوب می‌شناخت تصمیم می‌گیرد با سرودن شعری بخت خود را برای راضی کردن امیر به بازگشت به بخارا بیازماید. رودکی در حضور امیر چنگ زنان قصیده‌ی «بوی جوی مولیان آمد همی» را آغاز می کند. امیر با شنیدن قصیده‌ی رودکی چنان دلتنگ می‌شود که بی کفش و رخت سفر سوار بر اسب تا بخارا می‌تازد!

روایت کامل‌تر را با قلم نظامی عروضی، نویسنده قرن 6 هجری بخوانید.

روایت دیگر مصرع نخست این قصیده چنین است:
بانگ جوی مولیان آید همی
طرفداران این روایت می‌گویند جوی و رود معمولا بانگ دارند و نه بو. البته ضبط «بوی جوی مولیان» در بین مصححان دیوان رودکی مشهورتر است.

چنین آورده‌اند که نصر بن احمد که واسطه عقد اهل سامان بود و اوج دولت آن خاندان ایام ملک او بود و اسباب تمتع و علل ترفع در غایت ساختگی بود، خزائن آراسته ولشکر جرّار و بندگان فرمانبردار زمستان به دارالملک بخارا مقام کردی و تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان. مگر یک سال نوبت هری بود، به فصل بهار به بادغیس. که بادغیس خرم‎ترین چراخوارهای خراسان و عراق است. قریب هزار ناو هست پر آب و علف که هم یکی لشکری را تمام باشد. چون ستوران بهار نیکو بخوردند و به تن و توش خویش بازرسیدند و شایسته‎ی میدان و حرب شدند،نصر بن احمد روی به هری نهاد و به در شهر به مَرغ سپید فرود آمد ولشکرگاه بزد. و بهارگاه بود و شمال روان شد و میوه‎های مالن و کروخ در رسید که امثال آن در بسیار جای‎ها به دست نشود و اگر شود بدان ارزانی نباشد.آنجا لشکری برآسود و هوا خوش بود و باد سرد و نان فراخ و میوه‎ها بسیار و مشمومات فراوان. لشکری از بهار و تابستان برخورداری تمام یافتند از عمر خویش … زمستان آنجا مقام کردند و از جانب سجستان نارنج آورردن گرفتند و از جانب مازندران ترنج رسیدن گرفت. زمستانی گذاشتند در غایت خوشی.
چون بهار درآمد اسبان به بادغیس فرستادند و لشکرگاه به مالین به میان دو جوی بردند و چون تابستان درآمد میوه‎ها در رسید.
امیر نصربن احمد گفت تابستان کجا رویم که از این خوش‎تر مقامگاه نباشد، مهرگان برویم.
چون مهرگان درآمد گفت مهرگان هری بخوریم و برویم و همچنین فصلی به فصل همی انداخت تا چهار سال برین برآمد زیرا که صمیم دولت سامانیان بود و جهان آباد و ملک بی خصم و لشکر فرمانبردار و روزگار مساعد و بخت موافق. با این همه ملول گشتند و آرزوی خانمان برخاست…دانستند که سر آن دارد که این تابستان نیز آنجا باشد.پس سران لشکر و مهتران ملک به نزدیک استاد ابوعبدالله الرودکی رفتند و از ندمای پادشاه هیچکس محتشم‎تر و مقبول‎القول‎تر از او نبود.گفتند به پنج هزار دینار تو را خدمت کنیم، اگر صنعتی بکنی که پادشاه از این خاک حرکت کند که دل‎های ما آرزوی فرزند همی‎برد و جان ما از اشتیاق بخارا همی‎برآید. رودکی قبول کرد که نبض امیر بگرفته بود و مزاج او بشناخته، دانست که به نثر با او در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیده ای بگفت به وقتی که امیر صبوح کرده بود درآمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فرو داشتند، او چنگ برگرفت و در پرده‎ی عشاق این قصیده آغاز کرد:

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

پس فروتر شود گوید:

ریگ آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

آفرین و مدح سود آید همی

گر به گنج اندر زیان آید همی

چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد وبی‎موزه پای در رکاب خنگ نوبتی در آورد و روی بخارا نهاد چنان که رانین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند، به برونه، و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ بازنگرفت و رودکی آن پنج هزار دینار مضاعف از لشکر بستد.

نظامی عروضی

چهار مقاله (مجمع النوادر)


جعفر شعار و حسن انوری در کتاب «گزیده‌ی اشعار رودکی» ماجرای بالا را به زبان امروزین چنین نقل کرده‎اند:

«علت سرودن این شعر را چنین نوشته‌اند که نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت می‌کرد و در تابستان به سمرقند یا به شهری از شهرهای خراسان می‌رفت. در سالی که به هرات رفته بود، بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جهت خوشی هوا و فراوانی نعمتها، پاییز و زمستان نیز در آنجا ماند و بدین‎سان اقامت او چهار سال طول کشید. سران و بزرگان که از اقامت دراز و دوری از خانواده دلتنگ شده بودند نزد رودکی آمدند و از او خواستند تا کاری کند که امیر به بخارا بازگردد. رودکی این شعر را سرود و آن‎گاه در مجلس امیر حاضر شد و در پرده‌ی عشاق آغاز به خواندن کرد. چون به بیت «میر سرو است و بخارا …» رسید امیر چنان به هیجان آمد که بی کفش و جامه‌ی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نکرد»

دولتشاه سمرقندی در کتاب «تذکرةالشعرا» ضمن بیان حکایت فوق با نگاه دقیق خود چنین می‎نویسد:

«… گویند امیر را این قصیده به خاطر چنان ملایم افتاد که موزه در پای ناکرده سوار شد و عزیمت بخارا نمود و عقلا را این حالت به خاطر عجیب می‎نماید که این نظمی ساده و از صنایع و بدایع و متانت عاری. چه اگر در این روزگار سنخنوری مثل این سخن در مجلس سلاطین و امرا عرض کند، مستوجب انکار همگنان شود»


شاعران زیادی پس از رودکی از این قصیده یا وزن و ردیف آن استقبال کرده‌اند. از آن جمله‌اند:

خسرو از مازندران آید همی
یا مسیح از آسمان آید همی
این از آن وزن است گفته رودکی
«یاد جوی مولیان آید همی»
(سنایی غزنوی)

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
(حافظ)

یاد آن سرو روان آید همی
بر تن من باز جان آید همی
طاق ابروی کمانش دیده‌ام
تیر در چشمم کمان آید همی
(سعید نفیسی)

شهری که از دروازه های آن
هم بوی جوی مولیان خیزد
هم یاد یار مهربان آید
(شفیعی کدکنی)

بعضی از شاعران دیگری که از این قصیده‌ استقبال کرده‎اند:
امیرمعزی، وصاف‌الحضره، آذر بیگدلی


مشخصات آهنگ ابتدای این مطلب:
خوانندگان: غلامحسین بنان، مرضیه
آهنگساز: روح الله خالقی
دستگاه: بیات اصفهان
آلبوم: گلهای رنگارنگ (254)

Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS