مجموعه‌ی رباعیات زیر به عنوان رباعیات مولوی منتشر شده‌‌است، اما برخی از آنها نیز به ابوسعید ابوالخیر نسبت داده شده‌اند.
از جمله رباعی «بر من در وصل بسته می‌دارد دوست» که در خوشنویسی زیر از میرعماد هم نام ابوسعید ابوالخیر به عنوان شاعر آمده است.

یادگار دوست

خوشنویسی اثر میر عماد


برای دیدن نسخه بزرگ خوشنویسی کلیک کنید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود یادگار دوستدانلود آواز (درآمد) با صدای شهرام ناظری

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود یادگار دوستدانلود آواز در گوشه داد (سوز و گداز) با صدای شهرام ناظری

ای دوست قبولم کن و جانم بستان

مستم كن و از هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو

آتش به من اندر زن و آنم بستان

***

***

ای زندگی تن و توانم همه تو

جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو

تو هستی من شدی، ‌از آنی همه من

من نیست شدم در تو، از آنم همه تو

***

***

بازآی که تا به خود نیازم بینی

بیداری شبهای درازم بینی

نی نی غلطم که خود فراق تو مرا

کی زنده رها کند که بازم بینی؟

***

***

هر روز دلم در غم تو زارتر است

وز من دل بی‌رحم تو بیزارتر است

بگذاشتیم، غم تو مگذاشت مرا

حقا که غمت از تو وفادارتر است

***

***

بر من در وصل بسته می‌دارد دوست

دل را به عنا شکسته می‌دارد دوست

زین پس من و دل‌شکستگی بر در اوست

چون دوست دل شکسته می‌دارد دوست

***

***

خود ممکن آن نیست که بردارم دل

آن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم عشق تو نسپارم دل

دل را چه کنم؟ بهر چه می‌دارم دل

***

***

در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است

هر خون جگر که بی تو خوردم هیچ است

از درد تو هیچ روی درمانم نیست

درمان که کند مرا که دردم هیچ است

***

***

من بودم و دوش آن بت بنده‌نواز

از من همه لابه بود و از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید

شب را چه گنه، حدیث ما بود دراز

***

***

دل تنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی

آنچ از غم هجران تو بر جان من است

***

***

ای نور دل دیده و جانم، چونی؟

وی آرزوی هر دو جهانم چونی؟

من بی لب لعل تو چنانم که مپرس

تو بی رخ زرد من، ندانم چونی

***

***

افغان کردم، بر آن فغانم می‌سوخت

خامش کردم چو خامشانم می‌سوخت

از جمله کران‌ها برون کرد مرا

رفتم به میان، در میانم می‌سوخت

***

***

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صدهزار درمان ندهم

مولوی


خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: یادگار دوست
آهنگساز: کامبیز روشن روان
شعرخوانی: عبدالله آقازاده


خوشنویسی:‌
میرعماد

برای دیدن نسخه بزرگ خوشنویسی کلیک کنید