ز اشتیاق تو جانم به لب رسید بیا

بدون نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود آواز اشتیاق دانلود آواز اشتیاق با صدای علیرضا قربانی

چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟

چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟
چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟

نخست ار چه به صد زاریم درون خواندی؟
به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟

همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی
چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی

ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا
نظر به حال دلم کن، ببین که چون کردی

لوای عشق برافراختی چنان در دل
که در زمان، علم صبر سرنگون کردی

کنون که با تو شدم راست چون الف یکتا
ز بار محنت، پشتم دو تا چو نون کردی

نگفته بودی، بیداد کم کنم روزی؟
چو کم نکردی باری چرا فزون کردی؟

هزار بار بگفتی نکو کنم کارت
نکو نکردی و از بد بتر کنون کردی

به دشمنی نکند هیچ کس به جان کسی
که تو به دوستی آن با من زبون کردی

بسوختی دل و جانم، گداختی جگرم
به آتش غمت از بس که آزمون کردی

کجا به درگه وصل تو ره توانم یافت؟
چو تو مرا به در هجر رهنمون کردی

سیاه‎روی دو عالم شدم، که در خم فقر
گلیم بخت عراقی سیاه‎گون کردی

فخرالدین عراقی

خواننده: علیرضا قربانی
آلبوم: اشتیاق
سرپرست ارکستر: فرهاد فخرالدینی

مر عاشقان را پند کس، هرگز نباشد سودمند

بدون نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دریافت تصنیف سرمست با صدای شهرام ناظریدانلود تصنیف سرمست با صدای شهرام ناظری

مر عاشقان را پند کس، هرگز نباشد سودمند
نی آن چنان سیلی است این، کش کس تواند کرد بند

ذوق سر سرمست را، هرگز نداند عاقلی
حال دل بی‌هوش را، هرگز نداند هوشمند

بیزار گردند از شهی، شاهان اگر بویی برند
زان باده‌ها که عاشقان، در مجلس دل می‌خورند

خسرو وداع ملک خود، از بهر شیرین می‌کند
فرهاد هم از بهر او بر، کوه می‌کوبد کلند

مجنون ز حلقه عاقلان، از عشق لیلی می‌رمد
بر سبلت هر سرکشی، کردست وامق ریش خند

افسرده آن عمری که آن، بگذشت بی آن جان خوش
ای گنده آن مغزی که آن، غافل بود زین لورکند

این آسمان گر نیستی، سرگشته و عاشق چو ما
زین گردش او سیر آمدی، گفتی بسستم چند چند

عالم چو سرنایی و او، در هر شکافش می‌دمد
هر ناله‌ای دارد یقین، زان دو لب چون قند قند

می‌بین که چون در می‌دمد، در هر گلی در هر دلی
حاجت دهد عشقی دهد، کافغان برآرد از گزند

دل را ز حق گر برکنی، بر کی نهی آخر بگو
بی جان کسی که دل از او، یک لحظه برتانست کند

من بس کنم تو چست شو، شب بر سر این بام رو
خوش غلغلی در شهر زن، ای جان به آواز بلند

مولوی

دیوان شمس


خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: غم زیبا
آهنگساز و تنظیم: مسعود شناسا

نوبت عاشقی است یک چندی

6 نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دریافت نوبت عاشقی است یک چندی با صدای بنان و مرضیهدانلود نوبت عاشقی است یک چندی با صدای بنان و مرضیه

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دریافت نوبت عاشقی است یک چندی با صدای محمد رضا شجریاندانلود نوبت عاشقی است یک چندی با صدای محمد رضا شجریان

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

وان که را دیده در دهان تو رفت

هرگزش گوش نشنود پندی

خاصه ما را که در ازل بوده‌ست

با تو آمیزشی و پیوندی

به دلت کز دلت به درنکنم

سخت‌تر زین مخواه سوگندی

یک دم آخر حجاب یک سو نه

تا برآساید آرزومندی

همچنان پیر نیست مادر دهر

که بیاورد چون تو فرزندی

ریش فرهاد بهترک می‌بود

گر نه شیرین نمک پراکندی

کاشکی خاک بودمی در راه

تا مگر سایه بر من افکندی

چه کند بنده‌ای که از دل و جان

نکند خدمت خداوندی

سعدیا دور نیک‌نامی رفت

نوبت عاشقی است یک چندی

سعدی


شاهد:
من بر آن بودم که ندهم دل به عشق
سروبالا دلستانی می‌کند


غلامحسین بنان و مرضیه
گلهای رنگارنگ ۱۳۴


آواز: محمد رضا شجریان
آلبوم: رندان مست
گروه شهناز
سرپرست گروه: مجید درخشانی

ليلا مهاجر است که حرفی نمی‎زند

بدون نظر »

ليلا مهاجر است که حرفی نمی‎زند
آزرده خاطر است که حرفی نمی‎زند

ليلا نماد غربت اين حال و روز ماست
درد معاصر است که حرفی نمی‎زند

ليلا برای رنج کشيدن تمام عمر
انگار حاضر است که حرفی نمی‎زند

گم گشته در هياهوی رنگ و ريای شهر
انگار کافر است که حرفی نمی‎زند

ليلا دلش گرفته از اين کوچه های تلخ
فردا مسافر است که حرفی نمی‎زند

اين شعر را برای دل او سروده ام
اين بيت آخر است که حرفی نمی‎زند

علی مدد رضوانی

شاعر معاصر افغانستان
او متولد غزنی و مقيم ورامين تهران است. او در سال ۱۳۵۷ به دنیا آمد.

ای دل مبتلای من شیفته هوای تو

بدون نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دریافت فایلدانلود تصنیف از گروه شمس

ای دل مبتلای من شیفته‌ی هوای تو
دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو

رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران
چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو

نی ز برای تو به جان، بار بلای تو کشم
عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو

باد جهان بی‌وفا، دشمن من ز جان و دل
گر نکنم ز دوستی، از دل و جان هوای تو

پره ز روی برفکن، زآن‌که بماند تا ابد
جمله‌ی جان عاشقان، مست می لقای تو

جان و دلی است بنده را، بر تو فشانم این که هست
نی که محقری است خود، کی بود این سزای تو؟

چشم من از گریستن، تیره شدی اگر مرا
گاه و به‌گاه نیستی، سرمه ز خاک پای تو

گر ببری به دلبری، از سر زلف جان من
زنده شوم به یک نفس، از لب جانفزای تو

هست ز مال این جهان، نقد «فرید» نیم جان
می‌نپذیری این ازو، پس چه کند برای تو؟

فریدالدین عطار نیشابوری


شاهد:
تاب بنفشه می‌دهد طره‌ی مشک‌سای تو
پرده‌ی غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
[حافظ]


گروه شمس به سرپرستی تهمورس پورناظری
آلبوم: مستان سلامت می کنند

دوستان فصل بهار است صفا باید کرد

1 نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دریافت دوستان فصل بهار است با صدای شجریاندانلود دوستان فصل بهار است با صدای شجریان

دوستان فصل بهار است صفا باید کرد
دامن عقل درین هفته رها باید کرد

عقل را با سر آشفته‌دلان سازش نیست
راستی پیروی از عقل چرا باید کرد

سخن از باده کند زمزمه‌ی باد صبا
گوش بر زمزمه‌ی باد صبا باید کرد

نوبهار است و جوانید و نشاطی دارید
همه دانید، چه گویم که چه‌ها باید کرد

وحشی‌آسا به دل سبزه مکان باید جست
خویش را از ادب خشک جدا باید کرد

تا به کف دامن خوشبوی حبیب است و «ادیب»
شوری از نغمه‌ی «شهناز» به پا باید کرد

تا شود کام دلی حاصل ازین چند صباح
آنچه از دست برآید بخدا باید کرد

پژمان بختیاری

تقدیم به اسماعیل ادیب خوانساری


آواز: محمد رضا شجریان
آلبوم: گلهای رنگارنگ ۵۴۴ ب
تار: جلیل شهناز

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

5 نظر »
روایت شجریان از اجرای این آواز:

«هر چند وقت یک‌بار ممکن است کاری برای‌ من دلنشین‌تر باشد که باز هم بستگی به حال و هوای من دارد که چگونه آن کار را که قبلا خوانده‌ام دوست داشته باشم.
یکی از شعرها «بگذار تا مقابل روی تو بگذریم/ دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم» است. آن دزدیده را هم باید دزدیده بیان کرد. یک روز با آقای موسوی و چند تن از دوستان دور هم بودیم که این اجرا شد. ایشان شروع کردند به نوا زدن و من دیوان را ورق زدم این شعر آمد، بعد دیوان را ورق زدم چیز دیگری آمد که بیات ترک خواندم و بعد سه‌گاه خواندم. همین‌طور ادامه داشت و من در وسط کار ایشان دیوان را ورق می‌زدم و غزل دیگری می‌آمد و می‌خواندم. به این شکل شروع کردم به مرکب‌خوانی و یکی از کارهای خوب همین مرکب‌خوانی سعدی است.»

میم / طربستان:

به نظر من این غزل یکی از کاملترین غزلهای عاشقانه سعدی است که شاعر در تک تک ابیات مفهومی عاشقانه را به حد کمال ارائه می کند:

دزدیده نگریستن در معشوق / حالات مختلف عاشق در جدایی و وصال / راضی بودن به خواست معشوق / اهمیت نداشتن حرف مردم برای عاشق / کمینه انگاشتن خود در مقابل جلال معشوق / یگانگی عاشق و معشوق / جایگاه یگانه مهر معشوق در دل عاشق / شکوه نکردن از جور معشوق / بی اختیار بودن عاشق / و در نهایت بار دیگر تواضع در برابر بزرگی معشوق

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود آواز با صدای محمد رضا شجریاندانلود آواز با صدای شجریان

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بوالعجب
در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگرکس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه‌ی کمند
چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم

سعدی

خواننده: محمد رضا شجریان
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
نی: محمد موسوی
آلبوم: نوا-مرکب خوانی
دستگاه: نوا

تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت

بدون نظر »

تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت

تا دور شدی از برم ای طرفه‌ی بغداد
شد دامن من دجله‌ی بغداد ز دستت

از دست تو فردا بروم داد بخواهم
تا چند کشم محنت و بیداد ز دستت

بی شکر شیرین تو در درگه خسرو
بر سینه زنم سنگ چو فرهاد ز دستت

گر زانک بپای علمم راه نباشد
از دور من و خاک ره و داد ز دستت

تا چند کنم ناله و فریاد که در شهر
فریادرسی نیست که فریاد ز دستت

هر چند که سر در سر دستان تو کردیم
با این همه دستان نتوان داد ز دستت

از خاک سر کوی تو چون دور فتادم
دادیم دل سوخته بر باد ز دستت

زین سان که به غم خوردن خواجو شده‌ای شاد
شک نیست که هرگز نشود شاد ز دستت

خواجوی کرمانی

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

5 نظر »
در برخی نسخ بیت ششم چنین آمده است:
گفتمش ای جان جهان، مفلس و بی‌مایه شدم
گفت منم مایه‌ی تو، نیک نگهدار مرا

و دو بیت زیر هم ابیات پایانی غزل هستند:

خواند مرا، خواند مرا، گفت بیا، گفت بیا
می‌روم ای وای به من، گر ندهد بار مرا

شمس شکرریز تویی، مفخر تبریز تویی
لخلخه‌آمیز تویی، خواجه‌ی عطار مرا

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود آواز یار مرا با صدای شهرام ناظریدانلود آواز یار مرا با صدای شهرام ناظری

یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا

نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی
سینه‌ی مشروح تویی، بر در اسرار مرا

نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی
مرغ که طور تویی، خسته به منقار مرا

قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی
قند تویی، زهر تویی، بیش میازار مرا

حجره‌ی خورشید تویی، خانه‌ی ناهید تویی
روضه‌ی امید تویی، راه ده ای یار مرا

روز تویی، روزه تویی، حاصل در یوزه تویی
آب تویی، کوزه تویی، آب ده این بار مرا

دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی
پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا

این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی، تا نبدی، این همه گفتار مرا

مولوی

خواننده: شهرام ناظری
آلبوم: آتش در نیستان
آهنگساز و سرپرست گروه:‌ جلال ذوالفنون

زن اگر آتش نمی شد خام می ماندیم ما

بدون نظر »

زن اگر آتش نمی‌شد، خام می‌ماندیم ما
نارسیده باده‌ای در جام می‌ماندیم ما

زن اگر ما را نمی‌بخشید عمر جاودان
بی تخلص، بی نسب، بی نام می‌ماندیم ما

گر نمی‌دیدیم ما از کودکی آغوش گرم
از محبت بی خبر، ناکام می‌ماندیم ما

گر به چشم ما نمی‌دوشید مادر شیر خویش
کور مادرزاد در ایام می‌ماندیم ما

گر نمی‌آموختیم از زن ره و رسم ادب
بدگهر، بدذات، بدفرجام می‌ماندیم ما

زن اگر آتش نمی‌بود، خانه‌ی ما سرد بود
بی چراغ روشنی در شام می‌ماندیم ما

گر کلام اولین از زن نمی‌آموختیم
لب فروبسته به هم چون لام می‌ماندیم ما

آتش زن بود که ما سوختیم و ساختیم
ورنه چون سنگ سر احرام می‌ماندیم ما

میرزا تورسون‌زاده

شاعر تاجیک

صفحه 2 از 1012345...10...قبلی »
Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS