گر نیک و بد نزد خدا یکسان بدی در ابتلا

2 نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود تصنیف دانلود تصنیف گر نیک و بد

یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان بر خاستی
این عقل ما آدم بدی این نفس ما حواستی

ور آدم از ایوان دل در نامدی در آب و گل
تدریس با تقدیس او بالاتر از اسماستی

ور هستی تن لا شدی این نفس سر بالا شدی
بعد از تمامی لا شدن در وحدت الاستی

گر نیک و بد نزد خدا یکسان بدی در ابتلا
با جبرئیل ماه رو ابلیس هم سیماستی

ور راز دارستی بشر پیدا نکردی خیر و شر
هرچه که ناپیداستش بر وی هم پیداستی

این حس چون جاسوس ما شد بسته و محبوس ما
چون می نبیند اصل را ای کاشکی اعماستی

خاموش باش اندیشه کن کز لامکان آید سخن
با گفت کی پردازیی گر چشم تو آنجاستی

مولوی

آهنگساز: کارن همایونفر

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده

2 نظر »

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود آواز با صدای احمد ابراهیمی دانلود آهنگ با صدای احمد ابراهیمی

ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
دلبری عشوه‌ده سرکش خون‌خوارش ده

تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده

چند روزی جهت تجربه بیمارش کن
با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده

ببرش سوی بیابان و کن او را تشنه
یک سقایی حجری سینه سبکسارش ده

گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهر
پس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده

عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدند
مدتی گردش این گنبد دوارش ده

کو صیادی که همی‌کرد دل ما را پار
زو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده

منکر پار شده‌ست او که مرا یاد نماند
ببر انکار از او و دم اقرارش ده

گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی
که فلانی چو بیاید بر ما بارش ده

گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد
رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده

بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکن
ور کنی مست بدین حد ره هموارش ده

مولوی

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود

بدون نظر »

دلی كه پیش تو ره یافت باز پس نرود
هوا گرفتهء عشق از پی هوس نرود

به بوی زلف تو دم می زنم درین شب تار
وگرنه چون سحرم بی تو یك نفس نرود

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم
كه یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

نثار آه سحر می كنم سرشك نیاز
كه دامن توام ای گل ز دسترس نرود

دلا بسوز و به جان بر فروز آتش عشق
كزین چراغ تو دودی به چشم كس نرود

فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است
كه كار دلبری گل ز خار و خس نرود

دلی كه نغمهء ناقوس معبد تو شنید
چو كودكان ز پی بانگ هر جرس نرود

بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر
كه هر كه پیش تو ره یافت باز پس نرود

هوشنگ ابتهاج

صفحه 10 از 10« بعدی...678910
Simplified Theme by Nokia Theme transform by TowFriend | Powered by Wordpress | Aviva Web Directory
XHTML CSS RSS